کد خبر 100500
۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰

نقد و تخریب، فاصله ای به باریکی مو

نقد و تخریب، فاصله ای به باریکی مو

نقادی یکی از 10 مهارت اصلی زندگی است و مانند سایر مهارت ها نیاز به تکرار و تمرین داشته و در صورت مغفول واقع شدن و عدم رعایت اصول به تخریب تبدیل می شود.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، به گفته کارشناسان نقد نگاهی دقیق و از سر باریک بینی با رعایت اصول نقادی، هنجارهای اجتماعی و شرایط حاکم بر موضوع مورد نقد و به نوعی همفکری و هم اندیشی خیرخواهانه در جهت اصلاح امور است. کارشناسان معتقدند که نقد باید سازماندهی شده، هدفمند و در جهت بررسی همه جوانب یک موضوع باشد تا به ارائه درکی درست از موضوع مورد نقد منجر شود و در نهایت بررسی شرایط و جوانب موضوع، در نظر گرفتن دیدگاه مقابل و نحوه بیان موضوع شرایط را برای یک نقد منصفانه فراهم می کند.در این میان تاثیرات مثبت و منفی نقد و تخریب بر افراد و در نهایت بر روح جمعی(اجتماع) غیر قابل اجتناب بوده و از جهات مختلفی قابل بررسی است اما نکته اساسی اینجاست که نقد چه وقت مجاز بوده و چه هنگام شرایط برای نقادی فراهم است.افسانه عزیزی، کارشناس ارشد روانشناسی، در این زمینه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: بطور معمول رفتارهایی که از طرف سایر افراد مورد قبول نیستند، شرایط را برای انتقاد فراهم می کند که در صورت عدم رعایت اصول نقادی و انصاف مقدمات تخریب افراد فراهم می شود.وی گفت: برای پیشرفت در عرصه های مختلف به خصوص عرصه فرهنگ که نقد نیز در این حوزه قرار می گیرد باید برنامه ریزی دقیقی صورت گیرد که البته محتاج گذر زمان می باشد و در حقیقت نقادی و انتقاد پذیری نوعی مهارت است و برای ترویج آن در جامعه باید آموزش در سطح خانواده ها، مدارس، دانشگاه ها و سازمان ها جدی گرفته شود.وی ادامه داد: اصلاح دیدگاه ها نسبت به جامعه در این زمینه نقش مهمی ایفا می کند؛ اینکه به همه افراد بقبولانیم که در سرنوشت، پویایی و توسعه جامعه سهیم هستند و در این زمینه احساس مسوولیت کنند.وی اضافه کرد: در مقابل نقد که بر اصول عقلانی و منطقی پایه گذاری شده، تخریب بر پایه احساسات بوده و تمرکزش فقط بر جنبه های منفی است و از این رو منجر به سازندگی نمی شود.وی تشریح کرد: در جامعه ای که نقادی به صورت صحیح آموزش داده نشده و مقدمات فرهنگ انتقادی در آن فراهم نیست، رفتارهای مثبت مورد توجه قرار نگرفته و به تخریب سوق پیدا می کند که این امر موضع گیری و تاثیر منفی نقد شونده را بدنبال داشته و باعث تغییر رویه نمی شود.عزیزی افزود: چنین رفتارهایی در نهایت در جامعه رواج یافته و موجب گسترش تخریب، ترور شخصیت، بی تفاوتی نسبت به مسایل مهم، نادیده گرفتن حقوق دیگری، افزایش فشار روانی، استرس، بد اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی می شود.میرناصر داودزاده، جامعه شناس، محقق و استاد دانشگاه نیز با بیان اینکه نقد آسان تر از تولید است، اظهار کرد: پیش از هر چیز باید در نظر داشته باشیم که هدف از نقد، اصلاح امور است و از این رو برتری محتوای مطلب ناقد نسبت به اندیشه مورد نقد باید در نظر گرفته شده و هنگام نقد به اصول اخلاقی احترام گذاشته شود.وی افزود: نقد نوعی کنترل است و انتقاد باید مبتنی بر شرایط و واقعیت های موجود باشد نه براساس حدس، گمان و آرزوهای دست نیافتنی و در چنین حالتی اگر افراد بدانند در معرض نقد هستند، ممکن است از بسیاری از اعمال اشتباه دوری کنند و باعث رعایت اصول اخلاقی، انصاف، عدالت، واقع بینی و تغییر شرایط اجتماعی شده و در افراد احساس مسوولیت بوجود آورد.وی ادامه داد: در جامعه ناقد انحراف، پنهان کاری، رشوه و ناهنجاری های اخلاقی کم بوده و برای انسان ارزش قائلند و حرمت و کرامت آنها رعایت می شود.وی افزود: در مقابل، نقد فاقد دقت و جهت دار به نوعی موضع گیری در نظر گرفته شده و نقد شونده در برابر آن موضع گیری خواهد کرد و امروزه شاهدیم که از نقادی به عیب جویی رسیده ایم که هم از نظر علمی و هم دینی غلط است.وی بیان کرد: برخی منتقدان فقط به دنبال عیب جویی بوده، خشم و احساسات و کینه در آن به چشم می خورد، ادبیات گستاخانه یا ستایش گرانه داشته و هدف صرفا فراخواندن مخاطبان به خود است.وی ادامه داد: برخی نقدها با ادبیات نفرت انگیز یا چاپلوسانه منزلت شناس نیست، عظمت و تلاش گذشتگان را نادیده می گیرد و به محدودیت ها توجهی نداشته و طوری نقد می کند که گویی شخص باید همه چیز را می دانست.وی در ادامه گفت: این آثار بدون توجه به نقاط قوت و مثبت موضوع مورد نقد اصل زحمات را زیر سوال برده و با هدف تخریب و ترور شخصیت انجام می شود.وی اظهار کرد: توهین و تخریب در هیچ کجای دنیا پذیرفته شده نیست و نمی توان به نام آزادی بیان و نقد دست به تخریب بزنیم.وی افزود: تخریب، مبتنی بر احساس و عدم بلوغ است و افراد بیشتر احساسی عمل می کنند در حالی که منتقد باید رفتار عقلانی داشته باشد.وی ادامه داد: در جوامعی که به سمت تخریب می روند زیربنای اخلاقی و فرهنگی ذره ذره نابود شده و باعث رواج دروغ، تردید و سوء ظن در جامعه می شود، سرمایه، انرژی و فرصت ها می سوزند و شیرازه و وحدت از بین رفته و تفرقه در نهایت باعث نابودی شالوده جامعه می شود.وی تشریح کرد: چنین رفتاری ساختار سیاسی را بسته می کند، باعث رانت خواری و سوء استفاده در عرصه اقتصادی شده و مانع بوجود آمدن زیرساخت های پیشرفت می شود و در حضور این بی اعتمادی انباشت سرمایه صورت نگرفته و منجر به افزایش واردات خواهد شد. وی اظهار کرد: در مقابل از نظر علمی نقد نقد هم وجود دارد اما امروز فراموش شده که باید به این سمت برویم بدین صورت که شخص ناقد خود باید مورد نقد قرار بگیرد.وی اضافه کرد: همه ما از یکدیگر تاثیر می پذیریم و بر یکدیگر تاثیر می گذاریم و در این حالت اگر خود نقاد مورد نقد واقع شود و نقد را بپذیرد، خود تاثیر مهمی در پذیرش نقد وی توسط نقد شونده خواهد داشت و این امر منجر به افزایش میزان پذیرش و آگاهی افراد می شود.

برچسب‌ها